|
بسیج دانشجویی دانشکده های شیمی و علوم پایه دانشگاه مازندران
|
حرامیان حرامتان
به جبهه ها، رشادتم
به سال ها اسارتم
خنده ی صبح و شامتان
حرامیان ، حرامتان
... (ادامه دارد)
به نام الله، پاسدار حرمت خون شهیدان از صدر اسلام تا به شهدای دفاع مقدس انقلاب اسلامی و هشت سال جنگ تحمیلی.
... (ادامه دارد)
حقيقت امر اين است كه در مسئله پوشش – و به اصطلاح عصر اخير حجاب – سخن در اين نيست كه آيا زن خوب است پوشيده در اجتماع ظاهر شود يا عريان؟
روح سخن اين است كه آيا زن و تمتعات مرد از زن بايد رايگان باشد؟
آيا مرد بايد حق داشته باشد كه از هر زني در هر محفلي حداكثر تمتعات را به استثناي زنا ببرد يا نه؟
...(ادامه دارد)
آیا اگر این دین نبود انسان برهنه می ماند؟
برای پاسخ به آن باید به تاریخ مراجعه کرد و دید که آیا اقوام گذشته و یا حتی انسانهای نخستین از لباس استفاده می کردند یا نه؟
...(ادامه دارد)
الف - لذت پنهان جنسي
ب - لذت آشكار جنسي
در لذت پنهان انسان عملي ظاهري ... (ادامه دارد)
"دوستی دختر و پسر به زیان هر دوی آنهاست، هم از لحاظ ...(ادامه دارد)
چند وقت پيش من به اصرار دوستم به سينما رفتيم، راستش من زياد اهل سينما رفتن نيستم چون چندين سالي است كه اكثر موضوعات فيلمها ي ما شده دو سه زن يا دختر كه يا با جنس مخالف دوست ميشن يا ماجراهايي از اين دست.......
ولي از آنجا كه من تمام مسائل پيرامون خودم را جوري نگاه مي كنم كه بتونم يه ربطي به ...(ادامه دارد)
پلیس جلوی شما را می گیرد و می گوید: ...(ادامه دارد)
دوست يا دشمن....
امام خميني: آن روزي كه آمريكا از ما تعريف كند بايد عزا گرفت.
چرا ؟ مگر آمريكا چه مشكلي دارد؟ اصلاً چرا آمريكا نبايد از ما تعريف كند؟ مگر تعريف چيز بدي است؟
اصلاً چرا تا 8 سال پيش در كشور حرف از اين صحبت ها نبود. يعني آن موقع تعريف آمريكا از ما چيز خوبي بود و امروز چيز بدي شد؟
چرا تا همين 4- 5 سال پيش مسئولين كشور معتقد بودند آمريكا مايه سعادت ما و جهان است؟ ولي امروز ياد حرف امام مي كنيم. چرا مجبور شديم عزاي رابطه با آمريكا را در زبان زنده كنيم؟
برگرديم به اوايل انقلاب، همان زماني كه تازه انقلاب پيروز شده بود. با اينكه آمريكا با گرفتار آمدن در خشم حركت مردمي و انقلابي ملتمان گيج و مبهوت مانده بود اما باز هم لحظه اي دست از دشمني بر نداشت. با تسخير لانه جاسوسي توسط دانشجويان جوان پيرو خط امام و پيدا شدن آن همه اسناد ضد انقلابي و عمليات تروريستي و نقشه براي نابودي ملت و كشورمان، دشمني آمريكا بيش از پيش آشكار گشت. اگر سفارت آمريكا ، لانه جاسوسي نبود ؛ پس چرا اقدام به خرد كردن آن همه كاغذ و اسناد كرده بود؟ مگر آنها چه بودند ؟؟؟
...(ادامه دارد)
جهان غرب در برابر انقلاب اسلامي
انقلاب اسلامی ایران بر خلاف نظر برخی ها، از 15 خرداد 42 آغاز نشد بلکه یک سیر تاریخی را پشت سر خود دارد که به زمان شروع غیبت امام ما برمی گردد. آیا برای شما این سوال پیش نیامده که چگونه ممکن است از کشوری مملو از فساد و تبعیض در دوران ساسانی، کشوری مسلمان و سنی و سپس شیعه پدید آید و کار آنان آنقدر پیش رود که مرکزیت شیعه جهان را به آنان نسبت دهند و در دورانی که جهانیان رو به انحطاط افتاده اند انقلابی را رقم زنند که فضای جدیدی را در مسائل جهانی باز کند؟ بعد از غیبت امام زمان (عج) نائبینی بطور آشکار (4 نائب ) مسئولیت اداره مسائل اسلام و دین را زیر نظر امام برعهده داشتند ولی بعد از غیبت کبری این مسئولیت به شکل مخفی تری توسط زعمای دیگری ادامه یافت. اگر نگاهی به مسیر تاریخی شیعه در جهان بیندازیم، می توانیم این زعما را شناسایی کنیم و حرکت آنان را مورد ارزیابی قرار دهیم. این زعما با بهره گیری از تعالیم حضرت مشغول تبیین مسائل جهان اسلام و مسلمین شدند. محل فعالیت این زعما لبنان، اصفهان، قم و دیگر مناطق مملکت اسلامی بوده است که با توجه به شرایط مختلف تغییر می کرد. فعالیت این زعما در دوران های مختلف تاریخی، حوزه های مختلفی را برمی تابیده، این سیر در اوائل خود وارد حیطه علمی شد که کتاب بحارالانوار از ثمرات این دوران را می توان نام برد. در دوران صفویه این سیر خود را به سمت مسائل سیاسی سوق داد و با هدایت حکومت زمان سعی در تثبیت فرهنگ شیعه در ایران نمود و ما می بینیم که در این زمان شیعه به عنوان مذهب رسمی ایران اعلام می شود و ملت ما گامی به این مذهب اصیل، نزدیک می شود. این سیر در قیام مشروطیت با رهبری علما کار خود را ادامه می دهد و موجب هوشیاری بیشتر مردم و کاهش قدرت حاکم فاسد می شود و با گذشت زمان در زمان انقلاب اسلامی توسط شصتمین زعیم به کار بزرگی دست می زند وآن حذف نظام ناکارآمد طاغوتی می باشد و با این کار باز هم بی کار نمی نشیند و سعی به صادر کردن دیدگاه و تئوری های خود به ملت های تحت ظلم جهان می کند (صادرات انقلاب از دید امام خمینی (ره) ). این مسئله در شرایطی است که ملت ها تحت سلطه و تقسیم بندی دو بلوک قدرتمند جهانی قرار گرفته اند. این ابرقدرتها با پیروزی انقلاب ما ناگهان با ملتی مواجه شدند که از برنتافتن طاغوت و ظلم واستعمار دم می زند وازدیدی جدید در مسائل جهانی سخن می گوید ( وآن دید خدا محوری جای دیدگاه انسان محور غرب هست)
بدیهی است که این دولت ها دست روی دست نمی نهند و بی کار نمی نشینند تا شاهد از بین رفتن منافع خود باشند ( در واقع بهتر است بگویم منافع کمپانی های نام آشنای غربی) و دست به هر اقدامی می زنند تا این جرقه را در جهان خاموش کنند. از کودتا گرفته تا ایجاد آشوب و اغتناق در این کشور و استفاده از عوامل نفوذی و ایجاد تیم های مطالعاتی و هر اقدام دیگری که بتواند آنان را به این هدف برساند، دست می زنند. در شرایط خاص کشور ایران در اوائل انقلاب در حالی که حکومت هنوز پا نگرفته و بحرانهای داخلی زیادی کشور را فرا گرفته، مردم و دانشجویان متوجه شدند که اکثر این مسائل یک پشت پرده دارد و آن کشوری استعمار گر و امپریالیست است که منافعش در جهان تحت خطر قرار گرفته است، در شرایط موجود بهترین راه، خروج کامل این دولت استعمارگر از ایران بود. و اینجاست که دانشجویان پیرو خط امام وارد عمل می شوند و دست به عملی می زنند که ثمره اش خروج این دزد جهانی از کشور ما و شکستن ابهت پوشالی این کشور در مجامع جهانی بود.
در برحه زمانی حاضر هم، مسئله مقابله با کشورهای استعمارگر دخالت کننده در مسائل داخلی کشورها را داریم، منتها با رنگ و بویی دیگر. دشمن امروز نوع حملات خود را به سمتی برده که ملت ها خودشان شرایط استعمار را در کشورشان مهیا کنند ( ولی در گذشته دشمن حداکثر، روی مسئولین کار فکری و مطالعاتی را صورت می داد ) از این جمله واقعا مفهوم خطرناکی برمی خیزد، ملتی که خودش را تسلیم یک دزد می کند، واقعا ملت ساده و کم اطلاعی است نمونه ی این موضوع را می توان در جامعه ما در خیلی از جاها مشاهده کرد، مدل های زندگی غربی در جامعه ما (با توجه به افزایش منابع اطلاع رسانی) به همان سرعتی که در خود کشورهای غربی تغییر می کند، تغییر می کند وهرچند وقت شاهد فرقه های جدید، مدل های لباس جدید، دکوراسیون های جدید منازل و... هستیم. علاقه به زندگی در امریکا در جوانان کشورهای جهان خود را نشان می دهد. در مورد ایران هم این امر کاملا مشهود است. این برای هر مسلمان متفکری جای تعجب دارد که چگونه ممکن است در جایی که همه دم از اسلام می زنند و صحبت از مفاهیم اسلام دارند، جوان در این جامعه از این برنامه کامل زندگی دست برمی دارد و به سمت مفاهیمی که با اندکی بررسی می توان نقصان آنرا تشخیص داد رو می آورد؟
این نشان از ضعف مدیران اجرایی در فهم از اسلام هست که موجب شده جوان ما از این مکتب صحیح تصویر نادرستی در ذهن داشته باشد و اینگونه به انحراف کشیده شود.
وظیفه ما در این شرایط : ماباید اندیشه خود را بشناسیم تا بتوایم موجبات اصلاح را فراهم کنیم. آن زمانی که اندیشه ما اصلاح شد می توانیم بگوییم که از این دنیا رسته ایم. (ای برادر تو همه اندیشه ای - ما بقی تو استخوان و ریشه ای ) و ببینیم چقدر از اسلام واقعی دور شده ایم. برای شناخت انسان از خودش (معرفت النفس)، تفکر ضروری است. برای مثال بیاییم ببینیم در دوراهی های زندگی خود هر جایی که تمایلات ما در برابر حقی قرار می گیرد به کدامیک بها می دهیم؟ این سوال دو جواب متفاوت دارد اگر تمایلات شخصی شما اهمیت دارد مشابه کسانی عمل می کنید که علیه امام حسین (ع) جنگیدند (همان کسانی که اسلامشان تنها در ظواهر خلاصه شده بود) و اگر به آن حقیقت اهمیت بیشتری می دهید همانند کسانی هستید که در نزد امام ماندند و به بالا ترین درجات رسیدند.
آمريكاي خاكستري
بالاخره ساعت شني جرج بوش هم ساعات پاياني حكومت وي را اعلام كرد و بوش را با يك دنيا ننگ و نفرين تنها گذاشت. البته هنوز يكي دو ماهي مانده، ولي آيا بوش مي تواند از عهده كاري كه در 8 سال نتوانست انجامش دهد در 2 ماه آتي برآيد. به هر حال باراك اوباماي دموكرات و سگش، چند روز پيش رقيب سالخورده جمهوري خواه خودشان، مك كين پير را شكست دادند و اجازه تشرف به كاخ سفيد را پيدا كردند. البته اميدواريم كه سگ ايشان، سگ باوقار و بي سر و صدا باشد. همان طور كه مي دانيد در آمريكا رسم بر اين است كه رئيس جمهور، سگي را كه نماد نوع نگرش وي در مسائل مختلف است به همراه خود خواهد داشت. سگ مرحوم آقاي بوش، سگي بود دم دراز و بسيار پر حرف. هر چند كه بيچاره بعد از مدتي، وقتي ديد نمي تواند اعمال خصمانه صاحبش را تحمل كند، مرگ را بر زيستن ترجيح داده.
اوباما با شعار change (تغيير) توانست راي ملت آمريكا و نمايندگانشان را بدست آورد.
نه گفتن ملت آمريكا به جمهوري خواهان آب سردي بود بر پيكر دستگاه قدرت جمهوري خواهي. اما آيا اوباما مي تواند بر مشكلات كلان آمريكا، از جمله: اقتصاد و مسئله خاور ميانه فائق آيد. در مورد اقتصاد به همين جمله اوباما بسنده مي كنم كه بعد از اعلام نتايج انتخاب اعلام كرد: درمان اقتصاد آمريكا، كاري نيست كه در يك دوره چهار ساله بتوان انجام داد. اما خاورميانه چطور؟ آيا مي توان انتظار داشت كه آمريكا در 4 سال آينده، خاورميانه را به عنوان مشكل بزرگ خود معرفي نكند.
به گفته كارشناسان آمريكايي، آمريكا در منجلاب يك خاورميانه اي فرو رفته است كه ابر قدرت آن ايران است. بنابراين ناگزير است براي برون رفت از اين بحران روي كمك جمهوري اسلامي ايران حساب وسژه اي باز كند. از طرفي ديگر اوباما را در آمركا، به عنوان يك چهره حامي صهيونيست مي شناسند و اين در حالي است كه تعامل با ايران به هيچ وجه در راستاي همكاري با رژيم صهيونيستي به شمار نمي آيد. او در منطقه، مجبور به انتخاب است. يا ايران يا صهونيسمها، اگر رژيم صهيونيستي را انتخاب كند، بايد بگوييم وضعيت منطقه هيچ فرقي نخواهد كرد چرا كه تا به حال نيز وضع به همين منوال بود. پس باز هم بايد يكي از بزرگترين كشكلات امريكا را در خاور ميانه بجوييم.
اما اگر ايران را انتخاب كند، بايد با صهيونيستها مواجه شود. صهونيستها كه بيش از همه 70 درصد بانكها و اكثريت رسانه ها ي آمريكا را در اراده و اداره ي خود دارند. اگرچه در صورت تعامل با ايران، پنجره ي جديدي در حل مسائل خاور ميانه به رويشان باز خواهد شد. البته مسائلي كه خودشان بوجود آوردند. اين سر در گمي و دو گانگي نتيجه ي سالها سعي منفي بوش، كلينتون، بوش پدر، كندي، كارتر و مابقي است. بله اوباما با چنين آمريكايي مواجه است. بايد از همان زماني كه رژيم صهيونيستي را علم كردند و يا وقتي كه تخم كينه را در دل ملت ايران نسبت به خود مي كاشتند، به فكر اين روز ها مي بودند. روزهاي بدي كه هم اكنون دچار شده اند.
البته در مورد خاورميانه ميان اهداف اوباما و صهيونيست ها تناقص وجود دارد كه اين خود جاي اندك اميدي است از يك طرف مثل ساير بزرگان آمريكا يي در ايپك (لابي صهونيست ها در امريكا)، براي دفاع از رژيم غاصب صهونيستي قسم ياد مي كند و از طرف ديگر در پاسخ به سوالات پيرامون ايران، جواب هايي نسبتا متفاوت با گذشتگان مي دهد. در هر صورت اميدواريم كه اين تناقضات در نهايت به نفع ملتها خصوصا فلسطين، افغانستان و عراق تمام شود به اميد آنكه تصميمات باراك اوباما با شعار تغييرش همسو بوده و چهره ي جديد و سفيدي را از آمريكا شاهد باشيم.
تولد باربی
این عروسک تغییر نژاد یافته (به نژاد امریکایی - انگلیسی انگوساکسون) باربی لقب گرفت. اسم خلا صه شده باربارا، دختر کوچک رییس کمپانی متل یعنی آقای هندلر بود. باربی به زودی در صف اول اسباب بازی دختران در غرب قرارگرفت. در سال 1959 هر عروسک باربی به قیمت سه دلار فروخته می شد، اما اکنون هر عروسک باربی اصل ساخت کمپانی متل 4500 دلار قیمت دارد.
از طراحی موشک ضد هوایی تا طراحی عروسک باربی
طراح تغییرات باربی در آمریکا در کمپانی متل "جک رایان" است. وی قبل از آن در پنتاگون (وزارت جنگ آمریکا) طراح موشک های اسپارو وهاوک بود. شرکت متل او را به خاطر تخصص واستعدادش در شناخت فرم هیکل زنان استخدامش کرد.
تولد کن( دوست پسر باربی)
در سال 1961، کمپانی متل عروسک ( کن) را تولید کرد. این عروسک پسری بود با لباس های شیک و مو های قهوه ای با نامی بر گرفته ازنام پسر آقای هندلر (رییس کمپانی متل) به این ترتیب عروسک باربی صاحب یک دوست پسر شد. بعدها در سال 1963 عروسک "میچ" و در سال 1965 عروسک "اسکیپر" به جمع "کن" و"باربی" اضافه شدند.
فیلم های باربی
در سال 2001 عروسک باربی در اولین فیلم کامپیوتری خود به نام باربی در فندق شکن ظاهر شد. از آن پس تا کنون، تعداد قابل توجهی فیلم کامپیوتری، انیمیشن، فیلم سینمایی، و مستهجن سکس در مورد باربی تولید شده است.
باربی و سیاست
در طول 40 سال گذشته عروسک باربی فعال در عرصه سیاست آمریکا بوده است. درطول انتخابات ایالتی وملتی، باربی بسیار فعال است. در طول جنگ ویتنام، گرانادا، پاناما و درانتهای جنگ سرد باربی نقشهای متفاوتی ایفا کرد.
در طول جنگ عراق و آمریکا در سال1990، عروسک باربی با پوشش یونیفورم نظامی آمریکایی به تههیج افکار عمومی مردم آمریکا پرداخت. پس از واقعه 11 سپتامبر نیز باربی با پوشیدن یونیفورم نیروهای نظامی ضد تروریست، با ایفای نقش جدید خود به تهییج افکار عمومی پرداخت. تیتر آگهی های تبلیغاتی باربی، برای نبرد ضد تروریسم این بود: باربی - روح آمریکایی.
مکانیزم تربیتی عروسک باربی
عروسک باربی بر خلاف سایر عروسک ها تداعی کننده بچه نبوده و دارای چهره بچه گانه نمی باشد، بلکه یک زن 20 ساله آمریکایی با تمام مشخصات اندامی آن است که با دقت فراوان طراحی و ساخته می شود.
مدل لباس باربی و تمام آنچه که تحت عنوان متعلقات عروسک عرضه می شود، مدل لباس و سایر وسایل مورد نیاز دختران و زنان قرار گرفته و بدین صورت دختران مانوس با این عروسک باسلیقه باربی (یا به قول دقیقتر با سلیقه وخواست یک زن آمریکایی) بزرگ شده ودر زمانی که به سن انتخاب می رسند، دقیقا دارای سلیقه ای همانند باربی (یا یک زن آمریکایی) می باشند. بنابراین هر آنچه در تمدن غرب برای انحطاط بشر تولید وعرضه می شود، قبلا مزاج واحساس نیاز به آن را با هزینه مصرف کنندگان به وجود آورده اند. پدیده "باربی بیس" یکی از نمودهای عینی در داخل کشور است که متخصصان تربیتی و تغذیه داخلی با نگرانی فراوان از طریق رسانه های ایرانی برای پیشگیری و جلوگیری از گسترش آن هستند، در شرایطی که در عبارات اغفال کننده ای دختران این مرز و بوم را با وعده و وعید فراوان به باربی شدن دعوت می نمایند.
نباید فراموش کرد تا این لحظه، هیچ کشور و ملتی نتوانسته است در برابر باربی، رقیبی ماندگارو جدی بتراشد ودر این عرصه کاملا شکست نخورده باشد که از جمله "عروسک سندی" در انگلیس می باشد.
باشد که عروسک های ملی "سارا" و "دارا" که ازنژاد آریایی و دارای فرهنگی ایرانی - اسلامی می باشند، بتواند خلا مزبور را پر نموده و در رقابتی سنگین و نفس گیر باربی را در رزمگاه تربیتی دختران جهان اسلام با شکست روبرو سازد.
مدعیان دروغین
اين روزها یکی از بحث های داغ رسانه ها مسئله مدعيان دروغين است. دروغ هميشه راهي بود که شيطان از آن علیه راه حقيقت براي فريفتن آدم و فرزندانش استفاده کرده و مي کند و ...
اولین بار هم حضرت آدم در بهشت وقتي قسم شيطان را در خاصيت عمر جاودانه ميوه ممنوعه شنيد و چون او سابقه اي از دروغ در ذهن خود نداشت فريب خورد و با خوردن از ميوه ممنوعه به عالم خاکي هبوط کرد. شيطان براي فريفتن انسان از ساخت هيچگونه دروغ و بدلي ابا ندارد، از خدايان دروغين تا پيامبران، اديان، عرفانها و هزاران موضوع و مسئله دروغين. هر چيزي که در اين عالم وجود داشته باشد و براي تکامل انسان مؤثر، شيطان به منظور جلوگيري از تکامل هر انساني و رسيدن او به خدا از آن نهايت استفاده را مي برد.
چيزي که اين روزها بسيار شايع شده يکي مدعيان دروغين عرفان، اعم از عرفانهاي غير ديني، بي خدايي، سکولار، جنسي و ... و ديگري مدعيان دروغين در زمينه مهدويت مي باشد. اين ادعاهاي دروغين در طول تاريخ سابقه طولاني دارد که مي توان زمينه اسلامي آنها را از همان ابتداي سالهاي آغازين اسلام يافت. چيزي که باعث مي شود ما اکنون به اينها توجه کنيم اين است هر چه مي گذرد و ما به روز موعود و ظهور موعود نزديک مي شويم شيطان هم براي جلوگيري از تحقق وعده الهي سر سخت تر عمل می کند.
گروهی بزرگ از این مدعیان، مدعيان مهدويت هستند. ادعاهاي دروغ در مبحث مهدويت را به دو دسته کلي تقسيم بندي می کنند. يکي مدعيان مهدويت و ديگري مدعيان ارتباط با امام زمان. تاريخچه مدعيان مهدويت به دوران پس از حادثه عاشورا برمی گردد که مردم به خصوص شيعيان پس از حادثه کربلا و خفقان شديد جامعه و با توجه به انزواي حضرت سجاد(ع) به ياد مهدي امت افتادند و زمان را براي ظهور و مبارزه ي او مناسب ديدند و انديشه مهدويت محمد حنفيه فرزند حضرت علي(ع) توسط مختار ثقفي تبليغ گرديد و عده اي از جامعه شيعه را به سوي خود کشيد. ادعاي مهدويت ويژه شيعه نبود و در ميان اهل سنت هم بودند کساني که خود را مهدي مي ناميدند و با قيامهايي بر عليه عده اي را جمع کردند و کیسانیه نام گرفتند.
سپس خلفای جبّار عباسی برای رسیدن به مقام خلافت و استفاده از عقاید پاك مذهبی گروهی از مردم ساده دل برای نیل به این هدف، با توجه به آمادگی ذهنی مردم مسلمان دربارهی مهدی موعود، با همین عنوان قدم به میدان گذاردند و خود را مهدی معرفی كردند. ولی گذشت زمان نشان داد كه نه تنها مهدی نبودند، بلكه از ستمكارانی بودند كه باید به دست مهدی و با شمشیر او نابود شوند!
این ادعا همچنان ادامه یافت و هر از چندی، كسی مدعی مهدویت شد و گروهی را گرد خود جمع كرد و به گمراه ساختن آنها پرداخت؛ اما این مهدیهای موسمی و فصلی، هیچكدام دیری نپاییدند كه نقشههایشان نقش بر آب شد!
در میان این مدعیان دروغین همه گونه افراد بودند. در بعضی نشانههای بیماری روانی و سبك مغزی و حداقل ساده لوحی دیده شده، در حالی كه بعضی جاه طلب و دنیا پرست بودند. بعضی آلت دست دشمنان شناخته شدهی اسلام و برای ایجاد تفرقه و نفاق به روی کار آمدند.
خلاصه، این بازی ادّعای مهدویت همچنان ادامه یافت تا این اواخر كه «سید محمد علی باب» را به روی صحنه آوردند.
گرچه او در آغاز جرأت چنین ادعائی را نداشت بلكه طبق اسناد زنده و گواهی سخنان خودش كه امروز در نوشتهها موجود است، مدعی مهدویت نبود، بلكه به همین مقدار قانع بود كه او را «باب» و «نائب خاص مهدی» بدانند.
ولی با گذشت زمان و جمع شدن عده ای و تحریک افراد پشت پرده ادعای خود را به مهدویت تغییر داد.
اسناد نشان میدهد كه ادعای او از هر سه امر سرچشمه میگرفت: یعنی، هم از ناحیهی دولتهای استعماری رسماً تحریک و تقویت وحمایت میشد و هم جاهطلبی خاصی که در وجودش بود و هم اینکه خالی از یك نوع ناراحتی روانی نبود.
اما مسئله مدعيان دروغين ارتباط با امام زمان (ارواحنا لتراب مقدمه الفدا) را بايد مختص دروان غيبت کبری دانست که با قطع ارتباط مستقيم امام معصوم با مردم و شيعيان عده اي با اهداف مختلف وارد اين وادي و فريب مردم شدند. امروزه شايد بازار اين مدعيان داغتر از گذشته باشد آنهم در شرايطي که سطح سواد مردم نسبت به گذشته بيشتر شده و دسترسي به کتاب، منابع و اطلاعات بسيار راحتتر از گذشته است. و اين جاي تعجب دارد. ادعاهایی با این عناوین که با ما با امام زمانتان صحبت کنید، با نائبان امام زمان باشید، دعاهایتان مستجاب می شود و مشکلاتتان حل، راه رستگاری اینجاست، راز طول عمر پانصد ساله و...
حال دانشمندان، جامعه شناسان و روانشناسان و شايد صاحب نظران در برخي ديگر رشته ها بايد اين موضوع را به طور جدي مورد بحث قرار دهند، که علت گرايش مردم به اين ادعاهاي دروغين چيست و چرا مردم دنبال اين مدعيان دروغين مهدويت، عرفان و ارتباط با خدا حرکت مي کنند. اين امر باعث مي شود که از آنطرف عده اي به طور کلي منکر تمام اين واقعيات شوند و با تبليغ در اين زمينه از اين سو به حقيقت حمله ور شوند. آنان نيز با دروغ خواندن هر گونه عرفان، يا مهدي و حتي برخي با تبليغ وجود خدا و آخرت و بهشت و جهنم او به ترويج لاابالي گري و مبارزه با دين مي پردازند. اين دو، دو روي يک سکه اند که به انزواي دين و حقيقت و شايد شکست حق و حقيقت در برابر باطل و کذب مي انديشند.
مبارزه رایانه ای
یكی از اصول مشترك بین تمام ادیان الهی، مبحث منجی موعود و آخر الزمان میباشد. همان كسی كه شیعیان او را مهدی، مسیحیان او را عیسی، زرتشتیان او را سوشیانت و... میخوانند. تمامی منتظران ظهور به یك ضد منجی كه عصاره تمام شرارتهاست و مهمترین مانع منجی موعود است، معتقدند. در نبرد نهایی میان این دو منجی موعود به همراه یارانش که انسانهایی با ایمان ونیرومند هستند كه خود را از قبل برای چنین روزی آماده كرده اند و به كمك امدادهای الهی بر لشكر شیطان پیروز میشوند.
كشیش پت رابرتسون (pat robertson) از رهبران صهیونسیم مسیحی میگوید: " اكنون آمریكا نماینده خداست در روی زمین، برای ظهور مسیح". آری به اعتقاد آنان، آمریكا یا لااقل رهبران این كشور پیامبران معصومی هستند كه به دنیای پر از گناه فرستاده شده اند تا جهان را به سر منزل مقصود برسانند. ( خود تحویل گیری !!! )
سیر محصولات فرهنگی غرب برای تحقق بخشیدن به آرمان فوق، راهی بازارهای كشورهای مسلمان شده، محصولاتی كه پس از استفاده از آنها شخص از هویت و فرهنگ خود دلزده میشود، آمریكا را به عنوان امپراطور صالح دنیای جدید میپذیرد. یكی از این محصولات فرهنگی كه بسیار نیز تاثیر گذار است بازیهای رایانه ای هستند كه بیشتر، سرمایههای اجتماعی جهان اسلام را هدف گرفته اند.
بازیهای رایانه ای بیش از دو دهه است که وارد بازار شده اند. با سیر تكاملی خود این بازیها در اواسط دهه هشتاد بازیها بیشتر به سمت جنگی (WAR GAME ) سوق پیدا كردند که علت آن علاوه بر جو متشنج اواخر دهه 80 آمریكا، ناشی از جنگ سرد با شوروی و دیگر برنامههای رییس جمهور وقت ریگان بود بازیهایی مثل star flight و…
در این بازیها آمریكا مدینه فاضله، نهایت رفاه، صلح و امنیت معرفی میشود و نظام فرهنگی آن تنها سیستمی است كه جهان را از خطرات گوناگون حفظ میكند. تفكر حاكم بر این بازیها نشات گرفته از منجیان متنوع آخر الزمان است كه هر كدام دارای ویژگیهای منحصر به فرد خود میباشد.
آخر الزمان تكنولوژیك، طبیعی، تخیلی، اسطوره ای و دینی.
در آخر الزمان تكنولوژیك رباتها و ساختههای دست بشر به مرحله ای از تكامل میرسند كه به قصد نابودی نسل بشردست به شورش می زنند و انسانها نیز توانایی مبازه با آنها را ندارند. در این زمان یك منجی شجاع كه دارای قدرت عشق و ایمان است (خصیصه ای كه ماشینها از آن بی بهره اند) به مبارزه بر میخیزد و پس از نبردهای طولانی وسخت نسل بشر را نجات میدهد؛ مانند آنچه در بازی ماتریكس می بینید.
در آخر الزمان طبیعی، طبیعت با حربههایی مانند زلزله، گرد باد، طوفان و... شورش برمی دارد و بشر را تهدید میكند و یا دخالتهای بی جای انسان در ساختارهای ژنتیك باعث پیدایش غولها و حیوانات ناشناخته عظیم الجثه ای میشود. مثل بازی "جزیره سایه ها"
و آخرالزمانهای دیگر...
یكی دیگر ازایده های حاكم بر بازیهای رایانه ای جنگ هسته ای است كه از آن با عنوان آرماگدون (armageddon) نبرد نهایی حق علیه باطل یاد میشود و ظهور حضرت مسیح بدون وقوع این حادثه ممكن نیست.
در میان آخرالزمانهای مختلف، آخرالزمان دینی مورد توجه خاص قرار گرفته است. در این آخرالزمان انسانهای شیطان صفت در قالب گروههای تروریستی و… قصد به دست گرفتن قدرت و نابودی تمامی عناصر پاك و خدایی را دارند و شما به عنوان منجی در نقش جاسوس خبره و با ایمان و یا سربازان ماهر و معتقد (عمدتا سربازانی از ارتش آمریكا و انگلیس ) به عنوان پلیس صلح جهانی ظاهر شده و به مبارزه با دشمنان بشریت میپردازید.
بازیهایی همچون اسلحه مر گبار، گروه ضربت، بازگشت به قلعه ولفن اشتاین و…
به علاوه، غرب سعی دارد سیاستهای تجاوز گرانه كنونی خود را در عرصه بین الملل توجیه كند؛ اهدافی همچون مبارزه با تروریسم بین المللی، مبارزه با گروههای تروریستی همچون القاعده و یا مبارزه با دیكتاتورهای جهان همچون صدام و… این روند پس از 11 سپتامبر با شتاب بیشتری پیگیری شد.
بعنوان مثال در بازی نیروی دلتا (DELTA FORCE) شما بعنوان یك گروه ضد تروریستی مامور میشوید تا با تروریستها در هر كجای دنیا كه از سوی آمریكا معرفی میشوند، مبارزه كنید. در قسمتی از این بازی شما وقتی وارد اردوگاه تروریستها میشوید تصویر شیخ یاسین تصویر رهبر حماس (كه چندی پیش به دست دولت تروریستی اسراییل به شهادت رسید) را بر دیوار میبینید یا در بازی (DE LTA FORCE 2) با مبارزه با تروریستها وارد خوزستان میشوید و یا بازی جنگ ژنرالها (GENERALS) …
و یا در بازی طوفان صحرا (DESERT STORM ) پس از آموزش در ارتش آمریکا به عراق اعزام میشوید و ماموریتهایی محوله در مرز عراق و كویت، داخل كویت، شمال عراق، مرز عربستان و… و اهداف از قبل پیش بینی شده همچون فرودگاهها ی نظامی، سایتهای موشكی، مراكز رادار، سایتهای ضدهوایی و… را نابود می كنید.
با مطالب عنوان شده دیگر نمیتوان به بازیهای رایانه ای تنها به عنوان ابزار جذاب برای تفریح و سرگرمی كودكان نگاه كرد بلكه باید به آنها از دید دشمنان تفكر اسلامی نگریست. و در مقابل با تولید جانشینهای مناسب برای اینگونه بازیها با توجه به عمق منابع ملی و ومذهبی به مبارزه با این تجاوز پرداخت.
آیا زمان آن نرسیده تا با منابع غنی ملی، باستانی ایران بازیهایی همچون رستم و سهراب تولید شوند؟
یا با نگاهی به 8 سال دفاع مقدس، بازیهایی با محتوی عملیاتها برای زنده نگه داشتن تاریخ جنگ، بازیهایی همچون حماسه خرمشهر و… تولید شوند و یا بازی با عنوان انتفاضه برای بیان جنایتهای رژیم غاصب اسراییل و فداكاریهای مسلمانان آن كشور تولید و به بازار عرضه شوند؟
و در این راستا نخستین بازی رایانه ای انرژی هسته ای ایران با عنوان " عملیات ویژه 85 " مورد توجه رسانه های بین المللی قرار گرفت. در این بازی بازیکن ایرانی در نقش سربازی نخبه دو دانشمند ایرانی دربند توسط آمریکائیان و چهار ایرانی ناپدید شده در ماجرای واقعی 1982 م . در نا آرامی های جنگ داخلی لبنان را با کشتن نیروهای آمریکایی آزاد می کند."
و این آغاز راه است...
حكايتي از گلستان سعدي: از صحبت ياران دمشقم ملالتي پديد آمده بود. سر در بيابان دمشق نهادم و با حيوانات انس گرفتم تا وقتي كه اسير فرنگ شدم. در خندق طرابلس با جهودانم به كار گل بداشتند، يكي از روساي حلب كه سابقه اي ميان ما بود گذر كرد و بشناخت و گفت اي فلان اين چه حالتست؟ گفتم چه گويم:
همي گريختم از مردمان بكوه و بدشت
كه از خداي نبودم به آدمي پرداخت
قياس كن كه چه حالم بود درين ساعت
كه طويله نا مردم ببايد ساخت
پاي در زنجير پيش دوستان
به كه با بيگانگان در بوستان
بر حالت من رحمت آورد و به ده دينار از قيدم خلاص كرد و با خود به حلب برد و دختري كه داشت به نكاح من درآورد، به كابين صد دينار. مدتي برآمد، بدخوي ستيزه روي نافرمان بود. زبان درازي كرد ن گرفت و عيش مرا منغص داشتن.
زن بد در سراي مرد نكو
هم درين عالمست دوزخ او
زينهار از قرين بد زنهار
وقنا ربنا عذب النار
باري زبان تعنت دراز كرده همي گفت تو آن نيستي كه پدر من تو را از فرنگ بازخريد؟
گفتم بلي من آنم كه به ده دينار از قيد فرنگم بازخريد و به صد دينار به دست تو گرفتار كرد.
شنديم گوسپندي را بزرگي
رهانيد از دهان و دست گرگي
شبانگه كارد درحلقش بماليد
روان گوسپند از وي بناليد
كه ازچنگال گرگم در ربودي
چو ديدم، عاقبت گرگم تو بودي
روزي ابو سعيد ابوالخير به اتفاق يارانش از محله اي مي گذشتند كه مقداري فضولات چاه فاضلاب را بيرون از خانه ريخته بودند، ياران ابوسعيد بيني خود را گرفته و به سرعت از محل مربوطه دور شدند ولي ابوسعد مي ايستد و با فضولات صحبت مي كند و يارانش كه از راه دور شاهد اين صحنه بودند، پنداشتند شيخ ديوانه شده است. لحظاتي بعد شيخ به يارانش مي پيوندد و يارانش از او مي پرسند: شيخ چه مي كردي؟ شيخ مي گويد: با فضولات صحبت مي كردم، آنها از شما گلايه داشتند و به من مي گفتند: اي شيخ! ما همان ميوه ها، سبزيجات و خوراكيها ي لطيف و خوشرنگ بوديم كه با زحمات زياد، يارانت ما را از بازار خريداري و به بهترين شكل ممكن بر سر سفره جاي دادند، سپس ما را خوردند. حال تو پاسخ بده! ما بايد از آنها فرار كنيم يا آنها از ما؟ شاگردان شيخ شرمناك سر در گريبان كردند!
علي عليه السلام مي فرمايند: من عاشق زندگي ام و بيزار از دنيا!!
از ايشان پرسيدند مگر بين زندگي و دنيا چه فرقي است؟
فرمودند: دنيا حركت بر بستر خور خواب و خشم و شهوت است و زندگي، نگريستن در چشم كودك يتيمي است كه از پس پرده ي شوق به انسان مي نگرد.
سوره فصلت آيات 33 تا 36: در جهان از آن كس كه خلق را، بسوي خدا خواند و نيكوكار گرديد و همي به عجز و لابه گفت كه من تسليم خدايم كدام كس بهتر و نيكو گفتارتر است.
هرگز نيكي و بدي در جهان يكسان نيست هميشه بدي خلق را، به بهترين عمل ( كه نيكي است) پاداش ده، تا آن كس كه گويي با تو بر سر دشمني است دوست و خويش تو گردد.
و به اين مقام بلند كسي نمي رسد جز آنانكه ( در راه دينداري) با مقام صبر و ثبات صاحب حظ بزرگ شدند.
پس هرگاه از (وسوسه) شيطان بر تو رنج و فسادي رسد به خدا پناه بر، كه او ( به دعاي خلق) شنوا و داناست.
لطفا بخونین و نظر بدین..........
نظر یادتون نره منتظر نظرهای دوستای خوبم هستم ....
سلامم به گرماي دستت اي دوست
دلم لحظه اي با دلت روبروست
بگو عاشقي تا سلامت كنم
تمام دلم را به نامت كنم
فقط «او» مي داند كه چگونه واژگان از سر درد به قامت و شانه ي قلم آويخته و با قطره قطره جوهر اخلاص، و چك چك نور چشم، و لحظه لحظه درنورديدن هزاران ساعت پررنج، اما سرريز از عشق، فقط براي آگاهي شما و انتخاب راهي درست براي فرداهاي سبز و سرانجام دست يازيدن ايامي به كام شما به سينه سپيد كاغذ محمل گزيدند.
اين نشريه را نه به شوق نام! بلكه بي شك اگر عشق به تو و سرنوشت تو نبود هرگز واژگان لباس معنا به
تن نمي كردند و اين همه رنج را شانه هاي نازك قلم به دوش نمي كشيد
اهل خرد را دو خصلت باشد:
سخن دلپذر
دل سخن پذير
اين تمام چيزي است كه مي توانستيم، نه تمام چيزي كه مي خواستيم....
سلام
سلامي به حسرت خاطره ها!
آنگاه كه موج خاكستري زمان، در رزمكده صفحه ساعت مي راند
آنگاه كه ثانيه ها مي تازد، دقيقه شتاب مي گيرد و ساعت قدم زنان به آينده الصاق مي شود
و آن گاه كه خط روشني، در شب بوقوع مي پيوندد
همچون شهابي سركش! ما مي آييم!
كوله بارمان تهي از خود و سرشار از شما!
كفشهايمان جاي هزاران زخمه تا در روشني برف ردپاي ماند،
و دست هايمان گرسنه به تركه احساس! از هنجار برگه سپيد مي گريزد تا نقشي بجا ماند،
و آن گاه كه فريادي مي شكند ما نيز سكوت را مي شكانيم و دست در دست هم مي خوانيم...
باز هم آمده ایم...
|
|